روش های تجربی تقسیم کار و تدریس در کلاس های چندپایه(ارسالی از مجتمع پونا خانم مقدم)
روش های تجربی تقسیم کار و تدریس در کلاس های چندپایه
در مدارس و جوامع کوچک نظیر روستاها ویا نقاطی که به دلایلی خاص مانند تحصیل یا کار، گروهی همزبان درکنار هم گرد آمده اند والبته متولیان امر در نهادهای آموزشی به دلایل مشخص اقتصادی وبعضاً محیطی قادر به تشکیل کلاس های مستقل نیستند ،ضرورت برگزاری کلاسهای چند پایه در مدارس امری اجتناب ناپذیر به نظر می رسد ولازم است که کودکان محصل در پایه های مختلف در یک کلاس و در کنار هم و توسط یک معلم تربیت شده و آموزش ببینند . همزمان انتظار والدین و خانواده ها از مسئولین برای تربیت و آموزش مناسب فرزندان خود و فراگیران با توجه به ضروریات عصرحاضر بالا بوده و این مهم را می طلبد که متولیان ومسئولان ذیربط بررسی موشکافانه ای را در مورد اینگونه کلاسها ، نقاط ضعف و قوت آنها ، نحوه اداره ، چینش و مدیریت و چگونگی نظارت وتدریس در آنها واتخاذ روش های معقول وآزموده شده برای تشکیل هر چه موفق تراین کلاس ها به عمل آورند .
در دوره ابتدایی کلاسی که با حضور دانش آموزان دو یا چند پایه ی تحصیلی و با تدریس یک معلم در یک کلاس درس تشکیل و اداره میشود را ، کلاس چند پایه می نامند . با توجه به این که فعلاً دوره ابتدایی دارای 5 پایه است ، بسته به شرایط مختلف و جمعیت فراگیران ، این کلاسها حداقل 2 پایه و حد اکثر 5 پایه می تواند باشد.
اینجانب در پی محول شدن اداره یک کلا س متشکل از پایه های دوم و سوم و چهارم ابتدایی از سوی مجتمع آموزشی پونا به بنده با دارا بودن یک دانش آموز در هر پایه ، برای چگونگی اداره کلاس و تدریس ،خود را در موقعیتی نظیر هنگامی که گروهی ازدانش آموزان در یک کلاس معمولی با تفاوت سطح علمی ناشی از غیبت طولانی از مدرسه قرار دارند ، حس کردم و به دلیل مواجهه قبلی با وضعیت اخیرالذکر به روشها وتجربیات پیشین رجوع نموده و همزمان در پی کسب و استطلاع از صاحبان تجربه و مهارت در این مقوله برآمدم.
آنچه به دست آمد ، تلفیقی تاییدگونه بر روش های قبلی خود وبررسی تجربیات مشابه بود. در ابعادی وسیعتر ؛ با طراحی برنامه درسی انعطاف پذیر وناظر بر برنامه های سایر دانش آموزان در پایه های دیگر ، کار شروع می گردد. مقدم بر تدریس ، نحوه چینش دانش آموزان با توجه با امکانات موجود وفضای کلاس است. امکان کنترل همه فعالیت ها وتعاملات هر دانش آموز با معلم و سایر دانش آموزان کلاس که بعضاً غیر ارادی و ناشی از جو ادغامی نیز میتواند باشد، همواره تاثیری انکارناپذیر برروند یاد دهی – یادگیری دارد.
طرزچینش درکلاس های چند پایه
انتخاب و سلیقه ی معلم ، روش تدریس ، تعداد پایه موجود ، تعداد دانش آموز در هرپایه ، سطح توانایی و دانش قبلی فراگیران ، شرایط و امکانات موجود در مدرسه وکلاس ، هریک تاثیر خود را برانتخاب نهایی گذاشته و برآیند پایانی ، تابع یک یک این عوامل است . چینش می تواند مثلثی ، هلالی (باز یا بسته) ، یا نیمه شش ضلعی باشد. در این حالت ها که عمدتاً و بیشتر تابع تعداد پایه – دانش آموز است ، معلم نظارت مؤثر بر کلاس داشته و ضمناً همه دانش آموزان قادر به دیدن یکدیگر ومعلم وتخته هستند .هم چنین معلم قادر به استقرار دانش آموزان دارای مشکلات خاص نظیر شنوایی وبینایی در اضلاع وکمان منتهی به تخته بوده ودرنتیجه برجریان و روند فراگیری ایشان نظارت بیشتری داشته باشد. از جمله روشهای مدیریت کلاسهای چندپایه می توان از موارد زیر نام برد.
1- روش پایه محوری : برای هر پایه درس معینی برنامه ریزی و پیش بینی می شود ، به طوری که فراگیران در هرپایه درس و محتوای مشخص والبته مفهومی وچالشی را با معلم کار می کنند و گروههای دیگر با دروسی که کمتر نیاز به نظارت مستقیم ومستمر دارند ؛ از قبیل : هنر، گزارش کار، انشاء نویسی ، حل تمرین ریاضی ، مرور دروس خواندنی برای ارزشیابی روزانه و ... به تناوب مشغول می شوند. ، گروه اصلی و گروه های فرعی هر یک در ساعات مشخص جابجا شده و علاوه بر ایجاد تنوع برای دانش آموزان ، روند آموزش پیگیری می گردد. تنظیم این مسئله نقش مهمی در استمرار وحفظ انگیزه ها وانگیزش در گروه های فرعی و هدف دارد وهر گونه بلاتکلیفی فراگیران تاثیر عمیقی بر از دست دادن علایق وانگیزه ها دارد.
2- روش درس محوری : در این روش که البته برای همه دروس روایی ندارد ، معلم کلیات درس مشخصی را همزمان برای همه دانش آموزان ارائه می دهد و بسته به اینکه فاصله وگسست درپایه ها نبوده وحتی المقدور به صورت خوشه ای از پایه های مجاور انتخاب شوند ، مشترکات موضوع و مفهوم مورد نظربا توجه به ظرفیت علمی پایه های هدف انتقال داده می شود و پس از آن مطالب اختصاصی به شکل جداگانه برای اعضای گروه درهرپایه تشریح می گردد. به نظر من ، این روش نبایستی برای بیش از سه پایه مجاور اجراء گردد و البته عمدتاً در دروس عملی و خواندنی توصیه می شود. دراین روش ، پایه اول ابتدایی نبایستی یکی از پایه های انتخابی برای تدریس گروهی باشد .
بی گمان آنچه در بالا آمد نهایی نیست وتابع شرایط محیطی وکلاسی می باشد . به عنوان مثال می توان روشی تلفیقی از دو روش فوق را در حالت خاص پیاده کرد ویا کاملاً بسته به تجانس پایه ها یک ماده مشخص مانند علوم تجربی را انتخاب و با تقسیم ساعت میان گروه ها ، بحث مورد نظر را یک به یک تدریس نمود . به نظر اینجانب این روش کارایی حداکثری را به دلیل تزاحم صوتی ودیداری کاهش می دهد.مگر آنکه معلم فضای مجزایی - مانند دوکلاس روبرو ونزدیک به هم - را در اختیار داشته باشد ویا اینکه با تمهیداتی - نظیر دیوار یونولیتی یا چوبی موقت - بتواند این شرایط را به وجود آورد.
معلم یک کلاس چند پایه نیز بایستی حتی الامکان با تجربه چندین ساله در تعلیم وتربیت بوده و در کار خود مهارت داشته باشد و بداند که اداره اینگونه کلاس ها مستلزم صبوری و شکیبایی می باشد. معلم هر قدر به کار خود علاقه و دلبستگی داشته باشد ، به همان میزان دربرقراری ارتباط موثر و دوسویه با فراگیر ودر نتیجه شوق انگیزی و تسری اشتیاق خود به وی موفق خواهد بود واین به معنای انتقال داده های مورد نظر به دانش آموز می باشد. این معلم هیچگاه از یک روش تدریس نظیر سخنرانی استفاده نخواهد کرد و ترکیبی از روشهای موجود که برانگیزاننده و تعاملی است ، سرلوحه ی کارش خواهد بود.ایجاد یک کلاس مفرح وبانشاط گام اول در فرایند آموزش است، لذا وی هیچگاه والبته هرگز در یک کلاس چندپایه از اهرم استهزاء یا تهدید برای ایجاد فشار وانگیزش دفعی ومقطعی استفاده نمی کند.
رستگارمقدم – دبیرمجتمع آموزشی پونا